ذکر کاشف الکرب
تاریخ : جمعه 30 تیر 1391

می گویند هر وقت آب می نوشی بگو یا حسین(علیه السلام) ، این روزها که آب

می بینی و نمی نوشی آرام بگو یا اباالفضل(علیه السلام).

حـلول مــاه مـبــارک و پــرفـیــض رمـضــان مـبـــارک.

 

                                                             شـادی روح شــهدا صــلوات




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: رمضان،
ارسال توسط حامد گ
تاریخ : شنبه 10 تیر 1391

 آیا در شلوغی‌های زندگی شهری جایی برای دوست آسمانی خود باز کرده‌ای؟

آیا می دانید در روز تولد شما چه کسی به شهادت رسیده است؟

می‌دانی می‌توانی با یک پیامک دوست آسمانی خود را بیابی و از بودنش لذت ببری؟

تنها با ارسال یک پیامک به 30003207 دوست آسمانی خود را پیدا کنید . دوستی که دقیقاً در روز و ماه تولد شما به خدا رسیده است. روز و ماه تولدتان را که به این شماره پیامک کنید شهیدی به شما معرفی خواهد شد ، که در روز تولد شما به مقام شهادت نائل شده است ، مثلاً 3 آذر را پیامک می‌کنید و در پاسخ نام و نام خانوادگی شهید و قطعه و ردیف مزار آن شهید را دریافت می‌کنید.

                                                                  شـادی روح شــهدا صــلوات

 

امیدوارم از پیدا کردن دوست آسمانی گمشدتون لذت ببرید و در همه مراحل زندگیتون همیشه یار و همراه  و هم مسیرش باشید. ان شا الله

 




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: دوست آسمانی،
ارسال توسط حامد گ

مشخصات شهید:

شهید حاج شیرعلی سلطانی   مسئول تبلیغات تیپ امام سجاد(علیه السلام) فارس  تولد: 1327- شیراز      شهادت: 2/1/1361 غرب شوش، عملیات فتح المبین     محل دفن: کتابخانه مسجد المهدی شیراز

«مداح بی سر»

هم مداح بود هم شاعر اهل بیت

می گفت:

« شرمنده ام که با سر وارد محشر شوم و اربابم بی سر وارد شود؟»

بعد شهادت وصیت نامه اش رو آوردند. نوشته بود قبرم رو توی کتابخونه مسجد المهدی کندم.

 سراغ قبر که رفتند دیدند که برای هیکلش کوچیکه. وقتی جنازه ش اومد قبر اندازه اندازه بود، اندازه تن بی سرش.

راوی: مداح اهل بیت حاج کاظم محمدی

 

 

مشخصات شهید:

شهید محمدباقر مؤمنی راد     لشکر 32 انصار الحسین(علیه السلام)    تولد: 25/3/1344- همدان    شهادت: 9/2/1365 والفجر 8 -  فاو     محل دفن: گلزار شهدای همدان

« چرا این روزها کمتر زیارت عاشورا می خوانی»

قبل اذان صبح بود. با حالت عجیبی از خواب پرید.

 گفت:

«حاجی خواب دیدم. قاصد امام حسین(علیه السلام) بود. بهم گفت: آقا سلام رساندند و فرمودند: « به زودی به دیدارت خواهم آمد» یه نامه از طرف آقا به من داد که توش نوشته بود:« چرا این روزها کمتر زیارت عاشورا می خوانی؟»

همینجور که داشت حرف میزد گریه می کرد. صورتش شده بود خیس اشک. دیگه تو حال خودش نبود.

چند شب بعد شهید شد.

امام حسین(علیه السلام) به عهدش وفا کرد...

راوی: حاج علی سیفی، همرزم شهید

                                                               شـادی روح شــهدا صــلوات

 




طبقه بندی: سیره شهدا، 
برچسب ها: شهید حاج شیرعلی سلطانی، شهید محمدباقر مؤمنی راد، حاج علی سیفی، حاج کاظم محمدی، دلدادگی شهدا به امام حسین(علیه السلام)،
ارسال توسط حامد گ

گران‌ترین هدیه شهید باقری به مادرش

خانم كبری افشردی بهروز مادر شهید باقری در خصوص جایگاه و نقش مادر از دیدگاه سردار شهید حسن باقری اظهار داشت: شهید باقری معتقد بود مادر و زن در مظام آفرینش مقام معنوی بسیار والایی دارد و همیشه از من می‌خواست  برایش دعا كنم.
وی بیان داشت: بهترین و گران‌ترین هدیه‌ای كه
شهید باقری به من داده، شهادتش در راه اسلام و دین است كه موجب فخر من در دنیا و آخرت شد.
مادر
شهید باقری گفت: او بسیار به من احترام می‌گذاشت و هیچ زمانی پیش نیامد كه از گفته‌ها و خواسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های من و پدرش سر‌پیچی كند.
مادر
شهید باقری با بیان اینكه آن طور كه باید و شاید فرزندم را نشناختم، افزود: كسانی كه در 29 ماه جنگ در كنار وی بودند و با او كار كردند، غلامحسین را خوب شناختند كه گفتند او یك نابغه بود.
مادر
شهید باقری اظهار كرد: غلامحسین فرزند رئوف و مهربان و دلسوز خانواده بود كه برای ایجاد فضای دوستی و یكرنگی در خانواده پیش‌قدم بود؛ و هر وقت مشكلی برای خواهر یا برادرش پیش می‌آمد غلامحسین همیشه پیش قدم بود.
وی گفت:
شهید باقری همه چیز را از خدا می‌دانست و همه كلامش توكل كردن بر خدا بود؛ می‌گفت ما كاره‌ای نیستیم و تكیه كلامش هم آیه «و مارمیت اذ رمیت و لكن‌ الله رمی» بود.
مادر
شهید باقری خاطرنشان كرد: شهید باقری به شدت علاقه‌مند به امام خمینی (ره) بود و سفارش اصلی‌اش به ما این بود كه مدافع ولایت باشید.

                                                                 شـادی روح شــهدا صــلوات


طبقه بندی: خاطرات شهدا، 
برچسب ها: شهید باقری، شهید حسن باقری، كبری افشردی،
ارسال توسط حامد گ
تاریخ : یکشنبه 4 تیر 1391

شهید عباس بابایی

یک روز برای درس خواندن رفتم اتاق عباس. دیدم یک نخ وسط اتاق کشیده شده.

- قضیه چیه عباس؟

ولش کن بیا این طرف تا به درسمان برسیم.

فهمیدم هم اتاقی عباس مشروب خور بوده و عکس زنان عریان را به دیوار نصب می کرده است. عباس هم با او توافق کرده که اتاق را نصف کنند و هیچ کس طرف قسمت دیگری نرود.

هرچند وقت که می رفتم به اتاقشان، می دیدم نخ بالاتر نصب می شد. یک روز آمدم دیدم از نخ خبری نیست.

- عباس! دوباره چه خبر شده؟

خندید.

رفیقمان با ما یکی شده، به نخ نیازی نیست.

**

آمریکا، دانشکده خلبانی، آسایشگاه دانشجویی

عباس و رفیق یانکی اش؛

حالا مثل خودش شده بود...

                                                                 شـادی روح شــهدا صــلوات

خدایش من وقتی خاطره بالارو خوندم با خودم فکر کردم من اگه جای شهید بابایی بودم برای طرف کلی قاطی می کردم و بعد می رفتم دفتر مسئول آسایشگاه و با کلی داد و فریاد شروع می کردم به جانماز آب کشیدن که آقا من شیعه ام نمی تونم با یه مشروب خور تو یه اتاق باشم و اون جایی که مشروب می خورن  نماز بخونم ، تازه بدتر از اون سرمو که می چرخونم چشمام می افته به اون عکسای ... ، در حالی که شهید بابایی با متانت و رفتار خوبی که داشت تونست اون بنده خدا رو هم به راه راست برگردونه.

                                                      بـازهـم شـادی روح شــهدا صــلوات




طبقه بندی: سیره شهدا، 
برچسب ها: شهید عباس بابایی، عباس بابایی،
ارسال توسط حامد گ
تاریخ : جمعه 2 تیر 1391

پدر و مادر! من زندگی را دوست دارم، ولی نه آن قدر که آلوده اش شوم و خویش را فراموش و گم کنم. علی وار زیستن و علی وار شهید شدن و حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست دارم.  
سردار شهید حاج ابراهیم همت

خوشا به حال شهید همت که به آرزوی حسین وار شهید شدنش رسید و با پیکری بی سر به دیدار ارباب بی سر و بی کفنش رسید.

 

اگر روزی چشم از جهان فروبستم، چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم به راه بودم. چشم به راه ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تا بیاید و از یاران او باشم... می خواستم ضریح امام حسین (علیه السلام) و سقای باوفایش را در آغوش بفشارم و خاک تربتش را توتیای چشم بنمایم.

شهید مسعود تفنگچی

 

زمانی در میان مکتب های مختلف سرگردان بودم، اما قلبی در سینه ام داشتم سرشار از محبت به حضرت علی (علیه السلام) و خاندان او و عشقی داشتم به امام حسین (علیه السلام) و عاشورای او که سفینه ی نجاتی بود برای نجاتم از میان افکار به هم ریخته.
شهید سید علی راشدی

                                                                 شـادی روح شــهدا صــلوات

 




برچسب ها: سردار شهید حاج ابراهیم همت، حاج ابراهیم همت، شهید مسعود تفنگچی، شهید سید علی راشدی،
ارسال توسط حامد گ
آرشیو مطالب
لینک دوستان
دانشنامه قرآن


وصیت نامه شهدا


آمار وبلاگ


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic