تبلیغات
شهدا - عدم توجه به دنیا
ذکر کاشف الکرب
تاریخ : پنجشنبه 6 مهر 1391

واپسین لحظه های سال 1366 را پشت سر می گذاشتیم و تا آغاز سال نو ساعاتی بیش نمانده بود، به اتفاق چند نفر از همكاران در دفتر عملیات پایگاه یكم، خدمت جناب سرهنگ یاسینی رسیده و مشغول گفت و گو بودیم. او صبح همان روز مبلغ 20 هزار تومان به عنوان عیدی دریافت كرده بود و تصمیم داشت تا به اتفاق اعضای خانواده به شهرستان كنگاور (منزل خواهرش) مسافرت كند و به همین منظور ضمن دیده بوسی با بچه ها آماده حركت می شد.

در این موقع صدای گفت و گو و درد و دل دو نفر از همكاران كه در اتاق مجاور نشسته بودند توجه ما را به خود جلب كرد. آنها از وضع بد زندگی شان شكوه می كردند تا شاید كمی خود را سبك كرده باشند. یكی از آنها می گفت: «آخه من با این 10 هزار تومان چگونه جواب شش سر عائله رابدم ؟! آیا یك دست لباس و یك جفت كفش و آن هم برای تنها یكی از آنها می توانم بخرم! در آن صورت جواب بقیه بچه ها را چی بدم؟» دیگری می گفت: « فقط از درد خودت خبر داری، من وضعی به مراتب بدتر از تو دارم و ...» شهید یاسینی صدای آنها راشنید، خیلی متاثر شد و بی وقفه به طرف كیفش رفت .. درِ كیف را باز كرد و پاداش عیدی خودش را به دو قسم مساوی تقسیم نمود. سپس آن دو نفر را خواست، صورتشان را بوسید و فرارسیدن سال نو را به آنها تبریك گفت و مبالغ یاد شده را به آنها هدیه كرد. جلو رفتم و گفتم: - تیمسار ببخشید. شما خودتان عازم سفر بودید و به این پول بیشتر نیاز داشتید! در جوابم گفت: -این كار بهتر از مسافرت رفتن است. در حالی كه آثار رضایت و خشنودی در چهره اش موج می زد، از ما خداحافظی كرد و راهی منزل شد. به طریقی خانواده را از رفتن به مسافرت منصرف كرد و تعطیلات نوروز را در خانه ماند. و این در حالی بود كه خانواده اش تا پس از شهادت او از این موضوع هیچ اطلاعی نداشت.
                                                         
شهید علیرضا یا سینی

راوی : حسین اصلانی (همرزم شهید)

                                                              شـادی روح شــهدا صــلوات




طبقه بندی: ایثار شهدا، 
برچسب ها: شهید علیرضا یا سینی، شهید یا سینی، علیرضا یا سینی، حسین اصلانی،
ارسال توسط حامد گ
آرشیو مطالب
لینک دوستان
دانشنامه قرآن


وصیت نامه شهدا


آمار وبلاگ