تبلیغات
شهدا - به یاد قیامت بودن
ذکر کاشف الکرب
تاریخ : یکشنبه 19 شهریور 1391

تمام روز را به بازرسی از پیشرفتهای حاصله و یافتن مشكلات و موانع موجود پرداختیم . پس از یك روزِ پر مشغله اما موفق ، به سوی استخر و سونایی كه فرمانده پایگاه تدارك دیده بود ، روانه شدیم تا خستگی روزانه را از تن بگیریم. در این هنگام ، شهید یاسینی توجه ام را به خود جلب كرد. او در نزدیكی و مقابل كوره داغ نشسته و در اندیشه فرو رفته بود. خود را به او نزدیك كردم و گفتم : تیمسار! چی شده، كشتی هات غرق شدند ؟! تاملی كرد و گفت : - به عاقبتم می اندیشیدم. با خود می گفتم، من كه تحمل گرمای این تنور كوچك را در فاصله سه چهار متری ندارم، چگونه می توانم آتش قهر خداوند را تحمل كنم!

راوی : سرهنگ خلبان احسان فاضلی (همرزم شهید)

                                                             شـادی روح شــهدا صــلوات




طبقه بندی: خاطرات شهدا، 
برچسب ها: شهید علیرضا یاسینی، شهید یاسینی، علیرضا یاسینی، احسان فاضلی،
ارسال توسط حامد گ
آرشیو مطالب
لینک دوستان
دانشنامه قرآن


وصیت نامه شهدا


آمار وبلاگ