ذکر کاشف الکرب
تاریخ : پنجشنبه 6 تیر 1392

خداوندا ، تو شاهدى از آن لحظه ‏اى كه از خانه مان خارج شدم فقط به خاطر تو و براى رضاى تو آمدم. خدایا ، پدر و مادرم و خانواده ‏ام و دوستانم را ترك گفتم ، زیرا عشق من به تو مهم‏تر و مهم‏تر از دوستى با آنان بود.

خداوند را سپاس مى‏گویم كه مرا در این برهه از زمان به دنیا آورد و به من توانایى داد تا در صف جندالّله قرار گیرم.

 شهید محمدحسین حقانى ولى پور

********************

خدایا ، به من توفیق ده. كه نیمه شب‏ها صداى العفو، العفو خود را بلند كنم. و دلم مى‏خواهد در راهت خندان شهید شوم.

شهید حسین حیدرى

********************

پروردگارا ، دوست دارم در كنار شهیدان والامقام حنظله و همچون آن شهید مظلوم از شهیدان بى غسل و كفن باشم.

شهید محمدرضا توكلیان

********************

پروردگارا ، شاهد باش كه چگونه شادى و مهربانى و چهره ‏هاى سرشار از ایمان در این لحظه‏ هاى مقدس در سیماى این عزیزان هست، پس بیا به لطف خودت عنایت و بزرگوارى و رحمتت را در این ساعات آخر كه چند ساعتى بیشتر به لحظه موعود نیست ، عطا كن و من حقیر را عفو كن.

 شهید مرتضى توحیدى

 

                                                                      شـادی روح شــهدا صــلوات




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: دلنوشته، شهید محمدحسین حقانى ولى پور، شهید حسین حیدرى، شهید محمدرضا توكلیان، شهید مرتضى توحیدى،
ارسال توسط حامد گ
تاریخ : یکشنبه 19 خرداد 1392

شهید ابراهیم همت

امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) منتظر ظهور است ، او می خواهد که هرچه زودتر ظهور کند و ریشه ظلم و فساد را از این عالم براندازد و عدل و داد را به جای آن برقرار سازد.

 

شهید مصطفی چمران

خدایا از تو می خواهم تا مرا در رکاب امام زمانت قرار دهی تا آنقدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

 

شهید علی صیاد شیرازی

طلایه داران سپاه صبح سر رسیده اند و ظلمت را تا پنهان ترین زوایای دیار عدم پس می رانند . جهان در انتظار عدالت است. هیبت آنکه خواهد آمد و انتظار انسان را پایان خواهد داد از هم اکنون همه قلبها را فراگرفته است. انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت. شب حیات انسان با انقلاب اسلامی در فجر صادق خویش داخل شده است و شایسته است که اکنون منتظر صبح باشیم ، صبح دولت یار .

 

                                                                 شـادی روح شــهدا صــلوات

 

 




طبقه بندی: سیره شهدا، 
برچسب ها: شهید ابراهیم همت، شهید مصطفی چمران، شهید علی صیاد شیرازی،
ارسال توسط حامد گ
تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392

 

چـقـدر نامـه نوشتـم به دسـت بـاد سپـردم       بـرای آمدنـت شب به شب ستـاره شمـردم

چـقـدر گـرد گرفتـم من از اتـاق تـو مـادر       بـرای بـاور مردم قسم به جان تـو خـوردم

در انـتظار تـو و قصـدی کـه هیـچ نـیــامد       هـزار مرتبـه جانـم به لـب رسیـد و نمردم

و عکس های تـو را ، من امیـدوار و صبـور       برای هـر که می آمـد ز جبهه بردم و بـردم

صدای زنگ در ، امـا ، همیشه دغدغه زا بود      نیامدی و من از آن چه خون دل که نخوردم

چـقـدر هـروله کـردم میـان کوچـه و ایـوان       و بـال روسـری ام را به زیـر پلک فشردم

چه پستچی که از این خانه می گذشت شتابان      چـقـدر نامه نوشتـم به دسـت باد سپـردم

پروانه نجاتی




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: شهید گمنام، مفقودالثر، شهید، پروانه نجاتی،
ارسال توسط حامد گ
تاریخ : جمعه 16 فروردین 1392

خدایا! خوش دارم گمنام در کربلای ایران جان دهم و جسدم در کربلای خوزستان بپوسد تا جایی از این زمین را اشغال نکنم.

شهید خدا رحم شمس الدینی

می‏خواهم مثل مادرم فاطمه زهرا(س) گمنام باشم. می‏خواهم جسدی نداشته باشم. کسی برایم چلچراغ نگذارد، کسی مراسمی نگیرد.

شهید سیدابراهیم تارا

فقط برای مظلومیت امام حسین (ع) و همه امامان و همه ائمه معصومین و برای شهدای گمنام که هیچ مزاری ندارند گریه کنید و اگر سر مزار من آمدید اول شهدای گمنام و شهدای 72 تن سر مزار آنها بروید و اگر هم وقتی باقی ماند بر سر مزار من بیائید.

شهید عماد بزگان

بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از این‌که فردا افرادی همانند شما وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند، این موجب آزردن روح ما شهدا می‌شود.

طلبه شهید رضا دهنویان

                                                               شـادی روح شــهدا صــلوات




برچسب ها: شهید خدا رحم شمس الدینی، شهید سیدابراهیم تارا، شهید عماد بزگان، طلبه شهید رضا دهنویان،
ارسال توسط حامد گ
تاریخ : شنبه 12 اسفند 1391

پروردگارا ، اكنون كه به این بنده ى حقیر توفیق عنایت فرموده ، تا بتوانم در جبهه‏ هاى نبرد حق علیه باطل حضور پیدا كنم و در برابر وظیفه ‏ى شرعى و میهنى كه به عهده دارم ، عمل نمایم همواره سپاسگزارم.

شهید عباسقلى بروز

********************

خدایا ، اگر لیاقت شهادت را نصیب من ساختى ، بدنم را در میدان جنگ پاره ، پاره نما كه در روز محشر در پیشگاه سالار شهیدان حسین بن على (علیه السلام) شرمنده نباشم.

 شهید على بیگى

********************

خداوندا ، از تو مى‏خواهم راه بسته شده كربلا را جهت زیارت خانواده شهدا ، مفقودین، اسراء و معلولین به دست سپاه خودت مفتوح فرمایى.

شهید احیامحمد خانكلابى

********************

خدایا! شاهد باش به عشق تو و در مسیر تو حركت كرده ‏ام و اینك فقط پیوستن به تو را انتظار دارم خدایا ، من عاشق و خواهان شهادتم. نه بدین معنى كه از دنیا فرار مى‏كنم ، بلكه مى‏خواهم گناهانى كه انجام داده ‏ام به واسطه رنج كشیدن در راه تو و ریختن خونم به خاطر تو پاك شود.

شهید رمضان ذاكرى

********************

معبودا ، این دنیاى فانى مرا سخت در خود جاى داده و گناهان و موانعى بسیار دشوارى جلوى راهم قرار گرفته و نمى‏توانم به سوى تو بیایم و از تو مى‏خواهم كه دست مرا بگیرى و نزد خودت ببرى و نزد كسانى كه در راه تو شجاعانه جنگیدند و مظلومانه به لقاءالله پیوستند.

شهید محمدعلى رحیمى

                                                                      شـادی روح شــهدا صــلوات




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: دلــــنوشــته، شهید عباسقلى بروز، شهید على بیگى، شهید احیامحمد خانكلابى، شهید رمضان ذاكرى، شهید محمدعلى رحیمى،
ارسال توسط حامد گ
تاریخ : شنبه 5 اسفند 1391

چهار ساله بود ، مریضی سختی گرفت. پزشکان جوابش کردند. گفتند : این بچه زنده نمی ماند! پدرش او را نذر آقا اباالفضل (علیه السلام) کرد. تا اینکه به طرز معجزه آسایی این فرزند شفا یافت! هر چه بزرگتر می شد ارادت قلبی این پسر به قمر بنی هاشم(علیه السلام) بیشتر می شد. تاریخ تولد شناسنامه اش را تغییر داد و به جبهه رفت! در جبهه انقدر شجاعت از خود نشان داد که مسئول دسته گروهان اباالفضل (علیه السلام) از لشگر امام حسین (علیه السلام) شد. خوشحال بود که به عاشقان اربابش خدمت می کند علیرضا کریمی شانزده سال بیشتر نداشت. آخرین باری که به جبهه می رفت گفت: راه کربلا که باز شد برمی گردم! شانزده سال بعد پیکرش بازگشت . همان روزی که اولین کاروان به طور رسمی به سوی کربلا می رفت !!! آمده بود به خواب مسئول تفحص ، گفته بود : زمانش رسیده که من برگردم!!! عجیب بود محل حضورپیکرش را گفته بود !!! پیکرش به شهردیگری منتقل شد .مدتی بعد او را آوردند ، روزی که تشییع شد روز تاســوعا بود.

در پایان آخرین نامه اش برای من و شما نوشته بود" به امید دیدار در کربلا_ برادر شما علیرضا" حالا هرکس مشکلی برای سفر کربلا داره به سراغ علیرضا میره...

راوی : مادر شهید

                                                              شـادی روح شــهدا صــلوات




طبقه بندی: خاطرات شهدا، 
برچسب ها: شهید علیرضا کریمی، شهید کریمی، علیرضا کریمی،
ارسال توسط حامد گ
تاریخ : پنجشنبه 3 اسفند 1391

صبح شروع عملیات با شهید زین الدین قرار داشتیم. مدتی گذشت اما خبری نشد. داشتیم نگران می‌شدیم كه ناگهان یك نفربر زرهی ، پیش رویمان توقف كرد و آقا مهدی پرید بیرون. با تبسمی‌ بر لب و سر و رویی غبار آلود. ما را كه دید ، خندید و گفت : «عذر می‌خواهم كه شما را منتظر گذاشتم. آخر می‌دانید ، ما هم جوانیم و به تفریح احتیاج داریم. رفته بودم خیابانگردی ...» گفتم : «آقا مهدی . كدام شهر دشمن را می‌گشتی؟» قیافه جدی‌تری به خود گرفت و ادامه داد : «از آشفتگی‌شان استفاده كردم و تا عمق پنجاه كیلومتری خاكشان پیش رفتم. برای شناسایی عملیات بعدی.» سپس گردنش را كمی‌ خم كرد و با تبسم گفت : «ما كه نمی‌خواهیم اینجا بمانیم. تا كربلا هم كه راه الی ماشاء الله زیاد است
راوی : محمد جواد سامی 

منبع : كتاب افلاكی خاكی
                                                                      شـادی روح شــهدا صــلوات




طبقه بندی: خاطرات شهدا، 
برچسب ها: شهید مهدی زین الدین، شهید زین الدین، مهدی زین الدین، زین الدین، محمد جواد سامی، كتاب افلاكی خاكی،
ارسال توسط حامد گ
(تعداد کل صفحات:26)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
لینک دوستان
دانشنامه قرآن


وصیت نامه شهدا


آمار وبلاگ


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic